تبليغاتX
جدید ترین و خنده دار ترین جوک های 90

جدید ترین و خنده دار ترین جوک های 90

جوک های 90 از خنده روده برشوید

بدن انسان یکی از پیچیده ترین دستگاه های عالم خلقت است. هیچکس به همه اسرار بی شمار آن پی نخواهد برد. بد نیست از اطلاعات بدست آمده توسط محقققان بهره ای ببریم و ازعجایب این خلقت عظیم بیشتر بدانیم:
- بیش از نیمی از استخوان های بدن انسان در دست ها و پاهای او هستند.
- قلب در یک طول عمر متوسط حدود 3 بیلیون بار می زند.
- کودک تازه متولد شده 350 استخوان دارد در حالی که تعداد استخوان های یک فرد بزرگسال فقط 206 عدد است.
- خون ، یک اندام مایع است.
- همه ما در زمان تولد کوررنگ هستیم.
- ناحیه سطحی ریه ها تقریبا به اندازه یک زمین تنیس است.
- حتی اگر برعکس بایستید و سرتان روی زمین باشد با ز هم غذا وارد معده می شود.
- پوست بزرگترین اندام بدن است.
- بدن یک فرد بزرگسال حدودا شامل 100 تریلیون سلول است.
- نسبت اندازه قلب به سايز بدن در جنين 9 برابر بزرگتر از اين نسبت در نوزاد است.
- قلب انسان در ابتدا به شکل یک لوله است اما به سرعت رشد می کند و به فضای بیشتری نیاز پیدا کرده و خم می شود و در نهایت این شکل مشخص را پیدا می کند.
- بدن حدود 5.6 ليتر خون دارد. اين میزان خون هر دقيقه سه بار در همه بدن به گردش درمي‌آيد. در يك روز اين خون مجموعا حدود 19000 كيلومتر راه را طي مي‌كند.
- يك توپ تنيس را محكم بفشاريد. تقريبا نيرويي معادل با همين فشار بر قلبتان وارد مي‌شود تا خون را به سراسر بدن پمپ كند.

پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند .
ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند ۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد .
ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
ـ وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است .
ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد .
ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال ۱۲۲۷ شمسی ساخت .
ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است .
ـ با ۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد .
ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند .
ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند .
ـ اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید .
ـ فیل بالغ در روز ۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند .
ـ تعداد حشرات موجود در ۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است.
ـ هرفرد عادی درسرخود ۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد.
ـ ریش انسان بالغ بر ۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.
ـ گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.
ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا.
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است. 

ـ در سال ۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.
ـ طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست.
ـ طول رگهای بدن انسان ۵۶۰ هزار کیلومتر است.
ـ در برج ایفل ۲۵۰۰۰۰۰ پیچ به کار رفته است.
ـ میزان انرزی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند؛ برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان در مدت یک میلیون سال کافی است.
ـ خنده آسانتر از اخم کردن است؛ برای خندیدن انسان از ۱۷ عضله صورت وگردن استفاده می کند در حالی که برای اخم کردن از ۴۰ عضله.
ـ گربه در گوشش ۳۲ عضله دارد.
ـ خرسها موجوداتی چپ دست هستند.
ـ مورچه به هنگام مسموم شدن همیشه روی پهلوی راست می افتد.
ـ در فصل پائیز ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط میریزد.
ـ درصورتی که زنی به کوررنگی مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.
ـ مغز انسان بیش از سایر اعضای بدن کار میکند وبیش از۲۰% از انرژی بدن را مصرف می کند.
ـ هر یک لیتر بنزین معادل ۵/۲۳ تن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
ـ ۹۰% یخ دنیا در سرزمین های قطبی است.
ـ متوسط وزن مردان در کره زمین بیش از وزن زنان است.
ـ نیاز مردان به صحبت کردن در هر روز دوازده هزار واژه، و نیاز زنان ۲۳ هزار واژه است.
ـ اگر تکثیر باکتری تا ۲۴ ساعت ادامه یابد ، توده ۲ تنی از یک باکتری بوجود می آید.
ـ وسعت و عرض کهکشان راه شیری حدود ۷۰ هزار سال نوری است.
ـ سرعت گردباد گاهی به۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر در ساعت می رسد.
ـ عمیق ترین دریاچه جهان دریا چه بایکال در روسیه است که ۱۹۴۰ متر عمق دارد.
ـ حدود ۷ هزار نوع برنج مختلف در دنیا وجود دارد.
ـ یک میلیون کره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.
ـ ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
ـ فنلاند از ۱۷۹ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است.
ـ زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند.
ـ‌ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.
ـ انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.
ـ بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
ـ از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد،‌ اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.
ـ نور خورشید فقط تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می‌کند.
ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.
ـ رعد و برقی به طول ۶/۱ کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است.
ـ‌ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر ۱۰ روز یکبار عوض می‌شود.
ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.
ـ دانه نوعی درخت غول پیکر از خانواده کاج فقط ۰۰۵/۰ گرم وزن دارد.
ـ ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
ـ تنها چیزی که در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد.
ـ زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد.
ـ مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین ۱۵ درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
ـ مارها گوش ندارند و با زبان می‌شنوند، زیرا زبان آنها به امواج صوتی بسیار حساس است.
ـ عمیق ترین جای اقیانوسهای جهان در اقیانوس آرامو عمق آن ۱۱ کیلومتر است.
ـ اسب ماده ۳۰ دندان و اسب نر ۳۶ دندان دارد.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال است.
ـ آمریکا ییها سالانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف می‌کنند.
ـ نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح می‌آید و ۵/۱ دقیقه در هوا پرواز میکند و به شکار طعمه خود میپردازد.
ـ اختاپوس دارای بزرگترین چشمان است که گاهی به ۲۵ سانتیمتر یعنی اندازه یک توپ والیبال میرسد.
ـ مار آناکوندا تنها نمونه افعی است که بچه می‌زاید.
ـ‌ اولین زیر دریایی جهان در سال ۹۵۷ هجری شمسی طراحی شد.
ـ پروانه با پا شیره گلها را می‌چشد نه با زبان.
ـ تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از ۳۰ سال فراتر نمی‌رفت.
ـ خورشید روزانه معادل ۱۲۶ هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد.
ـ نمک بسیار بالای دریای بحرالمیت از زیست هرگونه ماهی در این دریا جلوگیری می‌کند.
ـ ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد.
ـ بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است.
ـ‌ خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است.
ـ در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد.
ـ خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود.
ـ حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است.
ـ خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است.
ـ خرس کوالا هر گز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند.
ـ کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
ـ بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.
ـ یکی از رودهای کامبوج ۶ ماه سال ازشمال به جنوب و۶ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد.
ـ اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر وماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
ـ ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه وفساد مقاومند.
ـ در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است.
ـ قاره کوچک استرالیا دارای بزرگترین منبع بوکسیت یا هیدروکسیدآلومینیوم در جهان است.
ـ هر قفل شماره‌دار ممکن است یک میلیون رمز داشته باشد.
ـ یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است.
ـ برج کج پیزا ۲۹۳ پله و برج ایفل ۱۷۹۲ پله دارد.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ جعبه سیاه هواپیمای تجاری نارنجی است.
ـ یک چهارم خاک روسیه در طول سال پوشیده از برف است.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویاییسگ برابری می‌کند.
ـ چشم شتر برای محفوظ ماندن در برابر شنهای صحرا ۳ پلک دارد.
ـ تپش قلب گربه ۲ برابر قلب انسان است. قلب گربه در یک دقیقه بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ بار می‌تپد.
ـ گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند.
ـ قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است.
ـ اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها ۷۰ متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیها زیر آب میرود.
ـ مار میتواند تا نیم ساعت بعد از قطع سرش نیش بزند.
ـ همه سیاره های منظومه شمسی دور محور خود از غرب به شرق میچرخند به جز سیاره ناهید که از شرق به غرب میچرخد.
ـ دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح به هنگام بیدار شدن خمیازه میکشند.
ـ در سال ۸۵۰ ه.ش. در شهر بازل سویس یک مرغ به سبب گذاردن تخم رنگی به طور رسمی به اعدام محکوم شد زیرا او را شیطانی می دانستند که به شکل مرغ درآمده است.
ـ تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن موسیقی تخم بزرگتری میگذارد.
ـ ویروس عامل آنفلوآنزا بیش از ۲۰۰ نوع دارد.
ـ هیتلر از مکانهای بسته بسیار وحشت داشت.
ـ انسان بالغ روزانه به هنگام کارهای سخت ممکن است تا ۱۵ لیتر عرق کنند.
ـ وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است.
ـ بیشترین حرف مورد استفاده در انگلیسی E و کمترین آن Q است.A را کشف کردوآن را برای چشم مفید دانست.
ـ مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند.
ـ زرافه همواره ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتیمتری به زمین میافتد.
ـ کره زمین سالانه شاهد بیش از ۵۰ هزار زمین لرزه است.
ـ تا سه هزار سال پبش عمر متوسط مردم مصر ۳۰ سال بود.
ـ قدرت سیب در تحریک دستگاه عصبی از کافئین بیشتر است.
ـ پنگوئن تنها شناگری است که نمیتواند پرواز کند.
ـ دندان انسان چندین برابر از صخره محکمتر و سخت تر است.
ـ ادیسون ۱۰۹۷ اختراع داشته است.
ـ در هر قطره آب ۳۳۰۰ میلیون اتم وجود دارد.
ـ قلب فیل در هر دقیقه ۲۰۰ بار می‌تپد.
ـ تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.
ـ ابوعلی سینادرحدود۲۳۸جلدکتاب نوشته است.
ـ ارسطو۲۰۰۰سال پیش ویتامین
ـ وزن جشم زرافه دو برابرمغزآن است.
ـ کره مریخ با سرعت۲۴۰کیلومتردر ساعت به دور خورشید می گردد.
ـ حروف ابجداز الفبای مردم فنیقیه اقتباس شده است.
ـ نخستین تقویم شمسی که شناخته شدتقویم مصریان است.
ـ کرمهای ابریشم در ۵۶ روز۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
ـ نوعی قورباغه وجود دارد که می‌تواند چندین ماه یخ بزند ودوباره به زندگی طبیعی باز‌گردد.
ـ پژوهشها ثابت کرده است که پشه بیشتر به سراغ کودکان وافراد بور میرود.
ـ هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه دو تار عنکبوت به هم شبیه نیستند.
ـ مجسمه آزادی نیویورک ۲۲۵ تن وزن دارد.
ـ مردم اندونزی به ۳۶۵ زبان صحبت می‌کنند.
ـ تعداد سلولهای بدن انسان ۱۰ برابر آدمهاست.
ـ مینای دندان محکم ترین جسم بدن است.
ـ ۶۴۰ ماهیچه در بدن وجود دارد.
ـ ماهیچه ها پرقدرت ترین جسم بدن هستند.
ـ آرواره ها فشاری به قدرت kg ۲۵۰ را بوجود می‌آورند.
ـ نازکترین پوست بدن ، پوست پلک وکلفت‌ترین پوست بدن را کف پا دارد.
ـ در یک ماه ۲۰ کیلو پوست از بین میرود .
ـ رشد ناخن نصف رشد مو می‌باشد.
ـ میانگین رشد ناخن دست ۴ برابر ناخن پا است.
ـ خون بعضی سخت تنان آبی است.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق ولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق تولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ ارتفاع ابر تا زمین در روز بیشتر از شب است .
ـ مار کبری تنها ماری است که قادر است فیلی را از پا در آورد .
ـ آب تا زمانی که حرکت دارد منجمد نمی‌شود.
ـ خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند .
ـ قطب جنوب از طبقات یخ تشکیل شده است وتنها نقطة جهان است که درآن زمین خشکی وجود ندارد.
ـ جنین در شکم مادر گاهی دچار سکسکه میشود .
ـ کوچکترین استخوان بدن در داخل گوش قرار دارد .
ـ کراوات از نام مردم کراوات گرفته شده است که برای اولین آن را بر گردن آویختند .
ـ غورباقة قابیل با لیس زدن انسان ، او را دچار هذیان گویی میکند .
ـ وطن اصلی اسفناج ایران است و ۱۵۰۰ سال پیش استفاده از آن در دنیا رایج شد .
ـ مورچه تنها موجودی است که در مقایسه با بدنش بزرگترین مغز را دارد .
ـ خودرو در سرعت ۴۰ تا ۵۵ کیلومتر در ساعت کمترین سوخت را مصرف میکند.
ـ متخصصان تغذیه به این نتیجه رسیده اند که ‌ر‌و‌ز‌ه بهترین بهترین رژیم برای کاهش دائمی وزن است .
ـ وزن جگر انسان حدود ۱/۳ کیلوگرم است وبزرگترین غده در بدن است .
ـ خرس بالغ میتواند همچون اسب بدود.
ـ زنبور عسل برای تولید ۴۰۰ گرم عسل که به دست ما میرسد دست کم ۸۰ هزاربار از کندو به صحرا میرود که اگر هر بار معادل یک کیلومتر مسافت طی کند برای به دست آوردن این مقدار عسل باید دو برابر محیط زمین را بپیماید .
ـ قلب در هر دقیقه ۷/۴ لیتر خون در بدن پمپاژ میکند به این ترتیب در یک روز حدود ۷۶۰۰ لیتر خون در بدن پمپاژ میشود . اگر شخصی ۷۰ سال عمر کند قلب او در این مدت در حدود ۱۹۳ میلیون لیتر خون پمپاژ میکند وحدود ۵/۲ میلیارد بار میزند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 21:25  توسط محسن حمزه ای 09136639017  | 

جوککککککککککک900000000

 

نام کتاب :

بهترین جوک هایی که خواهید خواند !

 

مولف :

محسن حمزه ای

               

 

 

 

1390

 

 

                    

شماره 1 : طرف تو دریا با کوسه دعواش میشه ...

به کوسه میگه : با من کله نگیر وگرنه کلتو می کنم زیر آب خفت می کنم !

شماره 2 : طرف سکه پنجاه تومنیش میفته تو آب . هی کبریت میزده میکرده تو آب کبریته خاموش میشد . یه نفر از اونجا رد میشه میگه : چرا همچین می کنی خب برو تو آب کبریت بزن !

شماره 3 : غضنفر میره بانک تا چک رو به حسابش بریزه .

بانکیه میگه : ای نچک سیباست ؟    غضنفر میگه : نه چک گردوهای پارساله !

شماره 4 : تست فرهنگی : هنرپیشه معروف سینما ؟

الف)محمدرضا گلزار   ب)محمدرضا علفزار  خ)محمدرضا گندم زار  غ)محمدرضا دشت !

شماره 5 : تست فرهنگی : هنرپیشه مرحوم سینما ؟

الف)رضا ژیان  ب)رضا ماکسیما  خ)رضا فولکس  ک) رضا خاور

شماره 6 : تست فرهنگی : هنرپیشه مرحوم فیلم ممل آمریکایی ؟

الف) نعمت ا...گرجی   ب) نعمت ا...ساقه طلایی  ع) نعمت ا...شیرین عسل   ج) نعمت ا...مینو

شماره 7 : تست فرهنگی : بازیکن بوسنیایی سابق تیم بایرن مونیخ ؟

الف) حسن صالح حمید زیچ                          ب) حمید حسن صالح زیچ

گ) حمید حسن صالح زیچ                           ث) بابا چند نفر به یه نفر !

شماره 8 : زاغکی روی درختی نشسته بود و چیز برگر می خورد . روبهی آمد و گفت : ایول چه بالی چه دمی عجب تریپ سیاه خفنی ، مشکی رنگ عشقه ، یه آواز بخون حال کنیم .

کلاغه میگه : برو بچه . من خودم کلاس پنجمم !

شماره 9 : به غضنفر میگن : شما ایمیل دارین ؟

میگه : خیلی ممنون من نهار خوردم !

شماره 10 : طرف میخواسته خودکُشی کنه ، یه تیر به مغز خودش شلیک می کنه نیم ساعت بعد میمیره !

دانشمندا از همه دنیا جمع میشن ببینن قضیه چی بوده . بالاخره بعد از دو سال تحقیق می فهمن :

تو این نیم ساعت داشته دنبال مغز یارو می گشته !!!

شماره 11 : به یارو میگن : چرا  حموم نمیری ؟

میگه : آخه قرص چرک خشک کن می خورم !!

شماره 12 : دو نفر تصمیم می گیرن فارسی صحبت کنن . . .

اولی : پاشو .   دومی : نمی پاشم .    اولی : نگو نمی پاشم ، بگو پاشیده نمی شم !

شماره 13 : اولی : چرا اینقدر میخ کوبیدی به دیوار ؟

دومی : خب معلومه ، برای اینکه محکم بشه !

شماره 14 : معلم : چرا انشایی که درباره گربه نوشتی مثل انشای برادرته ؟

رضا : آقا اجازه ، ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم !

شماره 15 : اولی : غضنفر چرا دستت شکسته ؟

غضنفر میگه : داشتم رو دیوار راه میرفتم یه دفعه دیوار تموم شد .

شماره 16 : یارو زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی ، میگه : می خوام با البرادعی صحبت کنم

البرادعی میاد میگه : بفرمایید . یارو میگه : شما دکترین ؟  البرادعی میگه : بله من دکترم

یارو میگه : پس چرا تو آژانس کار می کنی ؟!!

شماره 17 : یارو شب می خوابه می بینه داره کتک می خوره . . .

فرداشبش با دوستاش می خوابه !!!

شماره 18 : غضنفر در مورد زندگی میگه : دایره زندگی یه مستطیله که سه وضع داره ، عشق و محبت !

شماره 19 : به طرف میگن : یه بازیکن نام ببر که یه درجه از مارادونا بالاتر باشه

یارو میگه : ماراسه نا !!!

شماره 20 : تفکر عمیق غضنفر : اگر ادیسون نبود باید در تاریکی تلویزیون نگاه می کردیم !

شماره 21 : به طرف میگن : چرا در خونت نوشتی "دبلیو سی "

میگه : این مخفف " وِلکام " است .

شماره 22 : پسره داشت گریه میکرد . . . باباش پرسید : چی شده ؟

گفت : عاشق شدم . . . پدره میگه : حالا عاشق کی شدی؟  پسره میگه : هر کسی شما صلاح بدونید !

شماره 23 : پسر غضنفر رتبه اول کنکور سراسری رو میاره . . . !

بهش میگن : چکار کردی؟     میگه : روزی 25  ساعت درس خوندم !

میگن : مگه میشه ؟  میگه : آره ، صبح یه ساعت زودتر بیدار می شدم .

شماره 24  : یارو بعد عمری مو میکاره . . . اسمش برای حج واجب در میاد .

شماره 25 : غضنفر میره مسابقه قرآن ، نوبت اون که میشه سوره بنی اسرائیل در میاد

اونم از مسابقه انصراف میده !!!

شماره 26 : طرف میره پیش ملای محل میگه : میشه با کفش نماز خوند ؟

ملاهه میگه : نه !   طرف میگه : من خوندم شُدا !

شماره 27 : طرف میره به فروشنده میگه : یه جفت جوراب می خوام .

فروشنده میگه : مردونه ؟     طرف دست میده میگه : مردونه .

شماره 28 : یارو جسد میبره پزشک قانونی . . . بهش میگن : چطور مُرده ؟

میگه : سم خورده !   میگن : پس چرا زخمیه ؟     میگه : آخه نمی خورد !!!

شماره 29 : یارو کبریت دستش بود می خواسته روشن کنه ولی روشن نمی شد . . .

داد میرنه میگه : آه ، کبریتم روشن نمیشه .            دوستش میگه : حتماً کبریتش خرابه .

میگه : نه بابا ، پنج دقیقه پیش روشنش کردم ، روشن شد !!!!

شماره 30 : پیرمرده میگه : پیری 5 تاعیب داره ، اولیش فراموشیه . بقیش یادم رفته . . . !

شماره 31 : عنکبوته قرص اکس می خوره قالی می بافه !

شماره 32 : کبوتره قرص اکس می خوره به جای نامه ، ایمیل می بره !

شماره 33 : چوپونه با گوسفنداش قهر می کنه . . . اونارو می بره چمن مصنوعی !!!

شماره 34 : در تیمارستان یه مریض کتابی می نویسه به نام «صدای پای اسب» . . . 

به دکتره میگه . دکتر بهش میگه : اگه خوب بود فردا مرخصی .

شب میره نگاه می کنه می بینه 500  صفحه نوشته : پیتکو . . . پیتکو . . . پیتکو . . . !

شماره 35 : یارو فیلم جنگی می بینه جَو می گیرتش سینه خیز تلویزیونو خاموش میکنه !

شماره 36 : طرف عاشق میشه در خونش می نویسه : بزودی در این مکان عروسی برگزار میشه !

شماره 37 : تعریف مادرزن : مادرزن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشه . این اسلحه بدون عقب نشینی بوده و شرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد . مادرزن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند . طول مادرزن بدون سرنیزه دو متر می باشد . تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و ناسزا بوده و برد موثر آن انتقال داماد به بیمارستان بوده و برد نهایی انتقال داماد به گورستان می باشد . «من بی تقصیرم»

شماره 38 : راهکارهای تنبل بازی : *روزها استراحت کنید تا شب ها بتوانید راحت بخوابید * در نزدیکی تختتان صندلی راختی بگذارید * خوابیدن به نشستن ، نشستن به ایستادن و ایستادن به راه رفتن اولویت دارد * جایی که می توانید بنشینید چرا می ایستید * کار امروز را به فردا و کار فردا را به پس فردا موکول کنید * اگر حس کارکردن به شما دست داد کمی صبر کنید .

شماره 39 : از یکی می پرسن : ساعت چنده ؟

طرف بلد نبوده ساعت بخونه میگه : بدو بدو دیرت شد . !

شماره 40 : آیا می دانید بزبز قندی اولین دیابتی تاریخ است ؟!

شماره 41 : به غضنفر میگن : چهار تا حیوون نام ببر که پرواز کنن . . .

میگه : کبوتر ، کلاغ ، قناری ، خر !    بهش میگن : خر که پرواز نمی کنه .

میگه : خره دیگه ، یهو دیدی پرواز کرد !!!

شماره 42 : معلم : ناصر ، بگو ببینم آفریقا کجاست ؟

ناصر ( با گریه ) : آقا اجازه چرا هر چی گُم میشه از من می پرسین ؟

شماره 43 : ضرب المثل های امروزی : نو که اومد به بازار کهنه میگه آخیش راحت شدم

موش تو سوراخش نمی رفت بانک مسکن باید بهم خونه بده .

شماره 44 : تست کنکور فیزیک : سرعت نور چقدر است ؟

الف)  خوب است     ج)  بد نیست     خ)  الحمد . .ّ .       ک) تو خوبی؟

شماره 45 : سرهنگه داشته امتحان رانندگی میگرفته . . . از یارو می پرسه : اگه یه نفر وسط خیابون بود ، بوق میزنی یا چراغ ؟    یارو میگه : برف پاک کن !      سرهنگه میگه : یعنی چی ؟

یارو میگه : یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف !

شماره 46 : به غضنفر میگن : از قفل فرمون راضی هستی ؟

میگه : آره ، ولی سرپیچ اذیت می کنه !

شماره 47 : یارو میره تو صف نونوایی . . . شاطر میگه : نون تا اینجا بیشتر نمی رسه ، بقیه برن .

یارو میگه : اگه میشه جمع تر وایسین نون به ما هم برسه !

شماره 48 : یارو ماشینش تو برف گیر میکنه ، زنجیر نداشته سینه میزنه !!!

شماره 49 : آقا ماشا...ّ میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه !

شماره 50 : آفتاب پرست میره تو جعبه مداد رنگی هَنگ می کنه !

شماره 51 : از غضنفر می پرسن نظرت راجع بع نوار مغز چیه ؟

میگه : نمی دونم چهل-پنجاه تا کوه به درد چی می خوره؟!!!

شماره 52 : از یارو نوار مغز میگیرن بیست دقیقه اولش خالی بوده !!!

شماره 53 : زن طرف دو قلو میزاد . . . طرف میره صورتحسابو حساب کنه میگه :

حاج آقا ارزون حساب کن هر دوتاشو ببرم . !!

شماره 54 : طرف داشت با خر بازی می کرد . . . ازش می پرسن : چرا با خر بازی می کنی ؟

میگه : همچینم خر نیست 3 به 1 جلوئه !!!

شماره 55 : طرف ، بچش بعد از عید فطر بدنیا میاد اسمشو میذاره «پس  فطرت» . !

شماره 56 : یارو مشغول شستن ماشینش بود از پلاکش شروع کرده بود  . . . میگن : حالا چرا از پلاکش شروع کردی ؟   جواب داد : آخه دفعه قبل که ماشین می شستم ، وقتی به پلاکش رسیدم دیدم ماشین خودم نیست . !!!

شماره 57 : طرف میره دزدی ، صاحب خونه بیدار میشه میگه : کیه اون جا ؟

طرف میگه : هیشکی . گربست . . . بعععع (صدای گوسفند).

شماره 58 : یه کچل به یه کم مو میگه : چرا موهات یکی بود یکی نبوده !؟

کم موهه میگه : بازم من . تو که موهات غیر از خدا هیچ کس نبوده .!!

شماره 59 : به طرف میگن : چرا اینقدر سی دی خش داره ؟

میگه : آخه آهنگ های خوبشو غلامت زدم !!

شماره 60 : به یارو میگن : درد عشق بدتره یا درد دندون ؟

میگه : هنوز تو اتوبوس دستشوییت نگرفته ، هان ؟!!!

شماره 61 : طرف میره نماز جمعه . . . جو می گیرتش موج مکزیکی میاد !

شماره 62 : طرف دفتر خاطراتش پُر میشه میندازش دور !

شماره 63 : غضنفر به زنش مگه : کی به دنیا اومدی ؟

میگه : جمعه .     غضنفر میگه : دروغ نگو جمعه که تعطیله !!!

شماره 64 : به طرف میگن : یه جمله بساز توش آب باشه . .. میگه : لوله !

شماره 65 : خسیسه تو مسابقات رالی مسافر سوار می کنه !

شماره 66 : به یارو میگن : با بید جمله بساز . . .  میگه : در خانه ما یک بید بید .

میگن : اون بید نیست .                     میگه : آهان باشه . در خانه ما یک بود بید .

شماره 67 : به طرف میگن : شما همتون اینقدر ساده این ؟ میگه : نه راه راهمون آفریقاست .

شماره 68 : اولی : موقع خوردن آب مواظب باش . . . دومی : چرا ؟

اولی : چون سه تا جن تو آب هست ، یکی اُکسی جن و دوتا هیدرو جن !!!

شماره 69 : به یارو میگن : چرا میری سربازی ؟      میگه : والّا به خاطر مرخصی هاش .

شماره 70 : دو تا ماشین با هم تصادف می کنن . . . افسر میاد می پرسه : کدومتون مقصرید ؟

یکیشون میگه : والا من خواب بودم ، ندیدم از ایشون بپرسید !!!

شماره 71 : به یارو میگن : چرا قرصاتو سروقت نمی خوری؟

میگه : می خوام میکروبا رو غافلگیر کنم !!!

شماره 72 : طرف تو مانور شرکت می کنه اسیر میشه !!!

شماره 73 : طرف میخواست زیر دریایی دشمنو غرق کنه ، در میزنه فرار میکنه !!!

شماره 74 : صاحب خانه : آی کمک کمک . . . دزد  : داد نزن بابا من خودم کمک آوردم .

شماره 75 : معلم : جسم شفاف چه جسمی است ؟   دانش آموز : جسمی که نور از آن عبور کند

معلم : آفرین یه مثال بزن . . .       دانش آموز : نردبان !

شماره 76 : معلم : آهای . تو که با آن قد بلندت ته کلاس ایستاده ای و برّ و بر منو نگاه می کنی بگو

ببینم : چه کسی ناصرالدین شاه را کشت ؟  یارو میگه : نمی دانم .

معلم : اسکند مقدونی که بود ؟  یارو میگه : نمی دانم .     معلم : پس با این وضع چطوری می خواهی امتحان بدی ؟                 یارو میگه : من که نمیخوام امتحان بدم اومدم بخاری رو تعمیرکنم . !!!

شماره 77 : به دیوانه میگن : چطور شد تو را به دیوانه خانه آوردند ؟

گفت » من فکر کردم همه مردم دنیا دیوانه هستند و همه مردم دنیا فکر کردند من دیوانه ام ، بالاخره

اکثریت برنده شد . . .

شماره 78 : یارو سقف خونشو آسفالت میکنه . . . آسفالت اضافه میاد دست انداز درست می کنه !!!

شماره 79 : به طرف 2*2 چند میشه ؟  میگه : 5 تا

میگن : برو بابا 4 تا میشه .       میگه : من از یه راه دیگه رفتم !

شماره 80 : طرف زمین می خوره برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره !

شماره 81 : دونفر با هم دعواشون میشه . . . پلیس از یکیشون می پرسه : اسمت چیه ؟

یارو میگه : فری !    پلیس حسابی میزنش . . .  دوباره اسمشو می پرسه یارو میگه : فریدون آقا .

از اون یکی می پرسه (طرف اسمش قلی بوده) اسمت چیه ؟      یارو میگه : قلیدون آقا !!!

شماره 82 : طرف به دوستش میگه : برو ببین راهنما کار میکنه یا نه ؟

میره عقب میگه : کار میکنه . . . کار نمیکنه . . . کار میکنه . . . کار نمی کنه !!!

شماره 83 : طرف میره شکار خرگوش صدای هویج درمیاره !

شماره 84 : یارو میره کلیسا چند دقیقه بعد یه زنی میاد تو . . . زنه میگه : خدایا تو به من همه چی دادی . قیافه ، پول ، خانواده خوب . فقط ازت یه شوهر خوب میخوام . یا عیسی کمکم کن . . .

یارو از پشت مجسمه میاد بیرون میگه : عیسی هُل نده خودم میرم .

شماره 85 : طرف خبر داغ میشنوه ، گوشش می سوزه !

شماره 86 : فردی به نام کاملی تو جنگ شهید میشه . . . به طرف میگن : برو به خانوادش خبر بده .

طرف میره در خونش زنگ میزنه . زنش میگه : کیه ؟   طرف میگه : منزل شهید کاملی ؟!!!

شماره 87 : طرف از ساختمون دو طبقه میفته پایین . . . همه دورش جمع میشن

ازش می پرسن : چی شده ؟      طرف میگه : والا منم تازه رسیدم !

شماره 88 : یه جایی جشن بوده ، یارو بدون دعوت میره شروع می کنه به بخور بخور و رقصیدن . . .

بهش میگن : شما ؟    میگه : من از خانواده عروسم .       میگن : ببخشید ، اینجا جشن تولده !!!

شماره 89 : یارو میره مغازه به فروشنده میگه : ربععع دارین ؟

فروشنده میگه : داریم ولی نه به این غلیظی !!!

شماره 90 : یارو زنگ میزنه خونه دوست دخترش ، بابای دختره برمیداره . . . 

یارو هُل میشه میگه : ببخشید توپمون افتاده !

شماره 91 : یارو کفترشو گم می کنه تو روزنامه آگهی میده : بیه بیه ... بیه بیه !!!

شماره 92 : یارو صد تومن میندازه تو صندوق صدقات ، 5 متر جلوتر با موتور تصادف میکنه !!!

یه نفر دیگه میاد پول بندازه ، یارو میگه : آقا ننداز صندوقش خرابه !

شماره 93 : مرد : قسم بخور به خاطر پول هام منو دوست نداری؟    زن : هزار تومن بده قسم بخورم !

شماره 94 : دو تا دیوانه با هم گفتگو می کردند . . .

اولی : میدونی فرق کلاغ چیه ؟     دومی : خُب معلومه ، این بالش از اون بالش مساوی تره !

شماره 95 : طرف میره سیگار فروشی میگه : آقا سیگار برگ دارین ؟

فروشنده میگه : نه .        طرف میگه : پس یه بسته کوبیده بدین !

شماره 96 : غضنفر به یارو میرسه میگه : شما پسر ممد پاسبان نیستی که تو کوچه ابهر سرکوچه چراغی مامور بود ؟   یارو میگه : چرا ؟       میگه : ببخشید عوضی گرفتم . !!!

شماره 97 : آرنولد میاد آبادان . . . یارو بهش میگه : ولک تو رو جون ننت ، تو رو جون بوات ، فردا مارو تو خیابون دیدی بهم سلام کن . . . صبح تو خیابون می بینش میگه : سلام عبود . . .

آبادانیه میگه : باز این سیریش اومد !

شماره 98 : طرف با دو تا بلوک ساختمانی رو شونه اش میرفت طبقه بالا . . . !

صاحب کارش میگه : چرا با فرقون نمیری ؟    میگه : اون دفعه با فرقون بردم چرخش پشتمو اذیت کرد !!!

شماره 99 : به غضنفر میگن : 17 شهریور چه روزیه ؟     میگه : فکر کنم 15 خرداد باشه !!!

شماره 100 : طرف میره آمریکا همون موقع کنسرت آبی بوده . . . یارو جلو سالن میگه : سی دی آبی...

 سی دی آبی .  طرف به رفیقش میگه : ببین چقدر خنگن هنوز ای بی سی دی رو یاد نگرفته !!!

شماره 101 : طرف مهم میشه زیرش خط می کشن توامتحان میاد !

شماره 102 : یارو میره ماه عسل یادش میره زنشو ببره !!!

شماره 103 : کرمان زلزله میاد . . . یارو زنگ میزنه مسئولیتشو به عهده می گیره !

شماره 104 : آمریکاییه داشته غرق میشده هی داد میزد : هِلپ می . . . هِلپ می!

طرف از اونجا رد میشه میگه : اگه به جای کلاس زبان کلاس شنا میرفتی الان غذق نمیشدی !!!

شماره 105 : طرف یه بسته 1000 تومنی می شماره 250 تومن کم میاره !

شماره 106 : به طرف میگن : آقایی !    طرف میگه : ما بیشتر !!!

شماره 107 : از طرف می پرسن : بلدی پیانو بزنی ؟    میگه : نه ، ولی یه برادر دارم اونم نه !!!

شماره 108 : طرف بچش نمی خوابیده بهش ژل میزنه !

شماره 109 : یارو قهرمان شنا میشه . . . بهش میگن : از کجا شروع کردی ؟   میگه : از زمین های خاکی!

شماره 110 : غضنفر بیماری فراموشی می گیره . . . میره دکتر  ، دکتر بهش میگه : حالا چند وقته این بیماری رو دارین ؟      غضنفر میگه : کدوم بیماری؟!!!

شماره 111 : غضنفر داشت نوار خالی گوشت میداد و بلند بلند گریه می کرد . . . !

بهش میگن : چرا گریه میکنی ؟     میگه : دلم واسه خوانندش میسوزه بیچاره لال بوده !!!

شماره 112 : غضنفر به زنش میگه : زن ، مهریتو بذار اجرا تا با پولش بریم خونه بخریم !!!

شماره 113 : یارو به دوستش میگه : بیا بریم دریا ... دوستش میگه : نه اگر غرق بشم مامانم منو می کُشه!!!

شماره 114 : به غضنفر میگن : بابات به رحت ایزدی پیوست . میگه : رحمت ایزدی دیگه کیه ؟

میگن : نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت . میگه : دیار باقی کجاست ؟

میگن : یعنی دار فانی رو وداع گفت . میگه : دار فانی چه جور داریه ؟!

میگن : یعنی رخت از این دنیا بربست . میگه : منظورتون رو نمی فهمم . . . میگن : احمق بابات مُرد !

میگه : احمق خودتی بابا دیگه کیه ؟!!!!!

شماره 115 : یارو میره تظاهرات می بینه شلوغه برمیگرده !!!!

شماره 116 : طرف کارت تلفن می خره اونو پرس میکنه !!

شماره 117 : غضنفر میره مکه ، موقع قربونی کردن گوسفند هر چی دنبال چاقو می گرده گیرش نمیاد گوسفنده رو خفه می کنه !!!

شماره 118 : پلیس جلوی طرف رو می گیره بهش میگه : گواهینامه – کارت ماشین – بیمه .

طرف میگه : چکار کنم ؟ جمله بسازم ؟

شماره 119 : طرف درد پا میگیره قرص میندازه تو جورابش !

شماره 120 : یارو میره ساندویچی . . . ساندویچیه میگه : بپیچم ؟   یارو میگه : نه مستقیم برید !

شماره 121 : سرکاری سری (1) : -به یارو میگن : با سرعت جمله بساز    میگه : ویژ

-یارو نوشابه می خوره گازش میگیره میره شمال !

 -یارو میفته تو چاه . . . میگه : خدارو شکر که تهش سوراخ نبود وگرنه همینجور میرفتم پائین !

شماره 122 : طرف می خواست بره خارج ، قند همراهش می برد . . .

بهش میگن : چرا قند می بری ؟       میگه : آخه شنیدم غربت خیلی تلخه !!!

شماره 123 : زنه به شوهرش میگه : اگه دقت کنی چشمام باهات حرف میزنه .

شوهرش میگه : پلک نزن صدا قطع و وصل میشه !!!

شماره 124 : یارو میره استادیوم . . . تو رودروایسی گیر میکنه به همه دست میده !!!

شماره 125 : خنگول میره به موزه دایناسورها . . . بهش میگن : شما به اینا چی میگین ؟

یه نگاه به دایناسوره میکنه و میگه : ما غلط می کنیم به اینا چیزی بگیم !

شماره 126 : طرف میره خواستگاری از دختره خوشش نمیاد . . . میگه : یه دوری میزنیم و برمی گردیم !

شماره 127 : به یارو میگن : کی آدم میشی ؟   میگه : من اهل این قرتی بازی ها نیستم !

شماره 128 : از طرف می پرسن : شغلت چیه ؟    میگه : مامور مخفی هیچ وقت شغلشو لو نمیده !

شماره 129 : تو مجلس عروسی برف شادی می زنند همه سرما می خورند !

شماره 130 : پدر یارو می سوزه و می میره . . . در مغازش می نویسه : به علت پدرسوختگی مغازه تعطیل است .

شماره 131 : سرکاری سری (2) : -خودکار قرمزه باباش می میره تا یه هفته مشکی مینویسه !

-به جوجه تیغی میگن : بزرگترین آرزوت چیه ؟    میگه : یکی نازم کنه !

شماره 132 : یارو میره نارنگی بخره اسمشو فراموش می کنه ... به صاحب مغازه میگه : آقا پرتقال کم باد دارین ؟!!

شماره 133 : یارو ساعت می خره ... دوستش می پرسه : ساعت چنده ؟

میگه : حالا هی بپرس تا خرابش کنی !!!

شماره 134 : شب اول قبر از یارو می پرسن : مَن رَبُّک ؟   میگه : از فرصت مقایسه استفاده می کنم !

شماره 135 : سرکاری سری (3) : - یارو میخواد بره بدنسازی . . . بهش میگن : هفته اول بدنت درد میگیره ... میگه : پس ، از هفته دوم میام !

-یارو سکه میندازه تو هوا ، شیر میاد فرار می کنه !

- خنگول میاد خودکشی کنه تو غذاش چاقو میریزه !

- یارو جوراب می خره ، توش فوت می کنه بینه سالمه یا نه !

شماره 136 : یارو روزنامه تاریخ گذشته می خونه مسموم میشه !

شماره 137 : یارو از خواب می پره دست و پاش می شکنه !

شماره 138 : طرف میخواد بره سر قبر فامیلشون ، هر چی دنبال گل میگرده ، پیدا نمیکنه کمپوت میخره!

شماره 139 : یارو میره مغازه بلد نبوده کشمش بگه به فروشنده میگه : ببخشید انگور پنچرشده دارین !؟

شماره 140 : طرف گدایی می کرده . . . بهش میگن : چرا گدایی می کنی؟

میگه : برای اینکه محتاج کسی نباشم !!!

شماره 141 : سرکاری سری (4) : - یه میخ میره عروسی اونقدر قِر میره که پیچ میشه !

-یارو میخوره به شیشه میگه : عجب هوای سِفتی !

-یارو میره بدنسازی نصف بدنشو می سازه آجر کم میاره ، میره فردا میاد !!!

شماره 142 : سرکاری سری (5) : - یه نفر از حال میره ، از تو پذیرایی درمیاد !!!

-یارو دستش می شکنه میره دکتر . . . دکتر میگه : دو هزار تومن می گیرم گچش میگیرم

یارو میگه : پونصد تومن میدم کاهگل بگیر !

-به طرف میگن : مربای بالنگ خوردی؟       میگه : والا من هر چی خوردم با دست خوردم!

شماره 143 : مریض : نمیدونم چرا چند روزه کسی بهم محل نمیذاره  ... دکتر : نفر بعدی بیاد تو !

شماره 144 : به یارو میگن : یه جمله شرطی بگو . . . میگه : هندونه به شرط چاقو !

شماره 145 : به پشه میگن : چرا زمستونا پیداتون نیست ؟

میگه : نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه !!!

شماره 146 : غضنفر پسرش کور بدنیا میاد اسمشو میذاره : حیدر مریم زاده !!!

شماره 147 : به یارو میگن : اذون بگو . . . میگه : والا چی بگم . همه چی از یه نگاه شروع شد !!!

شماره 148 : به یارو میگن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزین ؟    میگه : لای نون .

میگن : لای نون ؟     میگه : نمیدونم  لای نون یا نای لون !!!

شماره 149 : یارو میره دزدی.تفنگو میذاره پشت گردن طرف میگه : تکون بخوری با لگد میزنم تو سرت !

شماره 150 : غضنفر داشته تو جاده رانندگی می کرده یهو می بینه یه کامیون داره از روبروش میاد ...

هر چی ترمز می گیره ، ترمزش نمی گیره . . . رفیقشو صدا میکنه میگه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین !!!

شماره 151 : دلداری غضنفر به زنش : مهم نیست که قشنگ نیستی ، قشنگ اینه که مهم نیستی !

شماره 152 : طرف طناب بسته بود به کمرش . . . میگن : چرا این کار رو می کنی ؟   میگه : می خوام خودکشی کنم !  میگن : خوب ببند به گردنت . . . میگه : بستم به گردنم ، دیدم دارم خفه میشم بستم به کمرم !!!!

شماره 153 : طرف میره جنگ . . . فرداش برمی گرده !

میگن : چرا زود برگشتی ؟       میگه : آخه به قصد کُشت تفنگ بازی می کردند !!!!

شماره 154 : طرف آشغال میره تو چشمش . . . ساعت 9 میره دم در !!!

شماره 155 : یارو با هواپیما میاد تهرون ، تو فرودگاه به رفیقش میگه : اگه می دونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم .

شماره 156 : یه جایی زلزله میشه ... طرف با لوازم غواصی میره اونجا !!!

بهش میگن : چرا اینجوری میری ؟       میگه : میخوام عمق فاجعه رو پیدا کنم !!!

شماره 157 : به طرف میگن : چرا زنبورها گل می خورن ؟    میگه : آخه دروازبانشون بده !!!

شماره 158 : طرف میره مسجد می بینه کفشش نیست . . . میگه : 4 حالت داره

نیومدم-بدون کفش اومدم-اومدم رفتم –بعداً میام !!!!

شماره 159 : طرف دو سال میره سربازی . . .

کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم ، گواهینامه می خوام !!!

شماره 160 : یارو میره مکه برعکس همه طواف می کنه . . . !

بهش میگن : چرا برعکس طواف میکنی؟    میگه : شما از اونور دنبالشین ، من از اینور می گیرمش !!!

شماره 161 : به یارو میگن : با «ماتیز» جمله بساز  .  میگه : دیشب دزد اومد خونمون !

میگن : این که ماتیز نداشت . . .    میگه : ما تیز بودیم گرفتیمش !!!

شماره 162 : از طرف می پرسن : روز تولدت چه روزیه ؟   میگه : 5 آذر

میگن : خوب ، چه سالی ؟      میگه : معلومه هر سال !!!

شماره 163 : به طرف میگن : بیا اینجا به انگلیسی چی میشه ؟    میگه : کام هیِر .

میگن : حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشی ؟    میگه : میرم اونجا میگم   کام هیِر !!!

شماره 164 : به طرف میگن : از مسافرتت چی آوردی؟    میگه : تشریف!

شماره 165 : از غضنفر می پرسن : کجای تهرون می شینید؟   میگه : هر جا که خسته شم !!!

شماره 166 : معلم از شاگردش پرسید : می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو قایق ؟

میگه : چون اگه به جلو بپرن میفتن تو قایق !!!

شماره 167 : مامانه به بچش میگه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی .

بچه میگه : آره ولی لگدی که شکمش زدم ابتکار خودم بود .

شماره 168 : یارو زنشو می بره سونوگرافی . . . بهش میگن : پسره . یارو میگه : جدی ؟ تو رو خدا بگو اسمش چیه ؟!!!

شماره 169 : یارو میر هطوطی بخره بهش جغد میندازن . . . بعد از یه مدت دوستای یارو بهش میگن : یاد گرفته حرف بزنه ؟    یارو میگه : هنوز نه ، ولی خیلی توجه می کنه !!!

شماره 170 : از یه خر می پرسن : چرا گوشهات بزرگه ؟  میگه : بالاخره هر خوشکلی یه عیبی داره دیگه !

شماره 171 : خره یه سی دی اِکو میخره به جای عرعر میگه : دیش دین دیش دین عرعر !

شماره 172 : بچهه میره نقاشیش رو به باباش نشون بده ...  میگه : بابا نقاشیم قشنگه ؟

باباش میگه : آفرین حالا چی کشیدی ؟    بچه میگه : یه گاو که داره علف می خوره . . .

باباش میگه : آفرین . حالا بگو ببینم کو علفهاش ؟   میگه : گاوه همشو خورد تموم شد !

باباش میگه : خوب عزیزم کو گاوش ؟   میگه : خوب علفش رو خورد تموم شد . . . رفت !!!!

شماره 173 : خنگول میره رستوران . . . به گارسونه میگه : غذای امروز چیه ؟

گارسونه میگه : کاستوبیلوتانیماندانوف  با لیمو . . . خنگول میگه : کاستوبیلوتانیماندانوف با چی ؟!!!!

شماره 174 : یارو ریش بزی میذاره دچار بحران شخصیت می شه !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 21:49  توسط محسن حمزه ای 09136639017  | 

جوککککککککککک900000000

 

نام کتاب :

بهترین جوک هایی که خواهید خواند !

 

مولف :

محسن حمزه ای

               

 

 

 

1390

 

 

                    

شماره 1 : طرف تو دریا با کوسه دعواش میشه ...

به کوسه میگه : با من کله نگیر وگرنه کلتو می کنم زیر آب خفت می کنم !

شماره 2 : طرف سکه پنجاه تومنیش میفته تو آب . هی کبریت میزده میکرده تو آب کبریته خاموش میشد . یه نفر از اونجا رد میشه میگه : چرا همچین می کنی خب برو تو آب کبریت بزن !

شماره 3 : غضنفر میره بانک تا چک رو به حسابش بریزه .

بانکیه میگه : ای نچک سیباست ؟    غضنفر میگه : نه چک گردوهای پارساله !

شماره 4 : تست فرهنگی : هنرپیشه معروف سینما ؟

الف)محمدرضا گلزار   ب)محمدرضا علفزار  خ)محمدرضا گندم زار  غ)محمدرضا دشت !

شماره 5 : تست فرهنگی : هنرپیشه مرحوم سینما ؟

الف)رضا ژیان  ب)رضا ماکسیما  خ)رضا فولکس  ک) رضا خاور

شماره 6 : تست فرهنگی : هنرپیشه مرحوم فیلم ممل آمریکایی ؟

الف) نعمت ا...گرجی   ب) نعمت ا...ساقه طلایی  ع) نعمت ا...شیرین عسل   ج) نعمت ا...مینو

شماره 7 : تست فرهنگی : بازیکن بوسنیایی سابق تیم بایرن مونیخ ؟

الف) حسن صالح حمید زیچ                          ب) حمید حسن صالح زیچ

گ) حمید حسن صالح زیچ                           ث) بابا چند نفر به یه نفر !

شماره 8 : زاغکی روی درختی نشسته بود و چیز برگر می خورد . روبهی آمد و گفت : ایول چه بالی چه دمی عجب تریپ سیاه خفنی ، مشکی رنگ عشقه ، یه آواز بخون حال کنیم .

کلاغه میگه : برو بچه . من خودم کلاس پنجمم !

شماره 9 : به غضنفر میگن : شما ایمیل دارین ؟

میگه : خیلی ممنون من نهار خوردم !

شماره 10 : طرف میخواسته خودکُشی کنه ، یه تیر به مغز خودش شلیک می کنه نیم ساعت بعد میمیره !

دانشمندا از همه دنیا جمع میشن ببینن قضیه چی بوده . بالاخره بعد از دو سال تحقیق می فهمن :

تو این نیم ساعت داشته دنبال مغز یارو می گشته !!!

شماره 11 : به یارو میگن : چرا  حموم نمیری ؟

میگه : آخه قرص چرک خشک کن می خورم !!

شماره 12 : دو نفر تصمیم می گیرن فارسی صحبت کنن . . .

اولی : پاشو .   دومی : نمی پاشم .    اولی : نگو نمی پاشم ، بگو پاشیده نمی شم !

شماره 13 : اولی : چرا اینقدر میخ کوبیدی به دیوار ؟

دومی : خب معلومه ، برای اینکه محکم بشه !

شماره 14 : معلم : چرا انشایی که درباره گربه نوشتی مثل انشای برادرته ؟

رضا : آقا اجازه ، ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم !

شماره 15 : اولی : غضنفر چرا دستت شکسته ؟

غضنفر میگه : داشتم رو دیوار راه میرفتم یه دفعه دیوار تموم شد .

شماره 16 : یارو زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی ، میگه : می خوام با البرادعی صحبت کنم

البرادعی میاد میگه : بفرمایید . یارو میگه : شما دکترین ؟  البرادعی میگه : بله من دکترم

یارو میگه : پس چرا تو آژانس کار می کنی ؟!!

شماره 17 : یارو شب می خوابه می بینه داره کتک می خوره . . .

فرداشبش با دوستاش می خوابه !!!

شماره 18 : غضنفر در مورد زندگی میگه : دایره زندگی یه مستطیله که سه وضع داره ، عشق و محبت !

شماره 19 : به طرف میگن : یه بازیکن نام ببر که یه درجه از مارادونا بالاتر باشه

یارو میگه : ماراسه نا !!!

شماره 20 : تفکر عمیق غضنفر : اگر ادیسون نبود باید در تاریکی تلویزیون نگاه می کردیم !

شماره 21 : به طرف میگن : چرا در خونت نوشتی "دبلیو سی "

میگه : این مخفف " وِلکام " است .

شماره 22 : پسره داشت گریه میکرد . . . باباش پرسید : چی شده ؟

گفت : عاشق شدم . . . پدره میگه : حالا عاشق کی شدی؟  پسره میگه : هر کسی شما صلاح بدونید !

شماره 23 : پسر غضنفر رتبه اول کنکور سراسری رو میاره . . . !

بهش میگن : چکار کردی؟     میگه : روزی 25  ساعت درس خوندم !

میگن : مگه میشه ؟  میگه : آره ، صبح یه ساعت زودتر بیدار می شدم .

شماره 24  : یارو بعد عمری مو میکاره . . . اسمش برای حج واجب در میاد .

شماره 25 : غضنفر میره مسابقه قرآن ، نوبت اون که میشه سوره بنی اسرائیل در میاد

اونم از مسابقه انصراف میده !!!

شماره 26 : طرف میره پیش ملای محل میگه : میشه با کفش نماز خوند ؟

ملاهه میگه : نه !   طرف میگه : من خوندم شُدا !

شماره 27 : طرف میره به فروشنده میگه : یه جفت جوراب می خوام .

فروشنده میگه : مردونه ؟     طرف دست میده میگه : مردونه .

شماره 28 : یارو جسد میبره پزشک قانونی . . . بهش میگن : چطور مُرده ؟

میگه : سم خورده !   میگن : پس چرا زخمیه ؟     میگه : آخه نمی خورد !!!

شماره 29 : یارو کبریت دستش بود می خواسته روشن کنه ولی روشن نمی شد . . .

داد میرنه میگه : آه ، کبریتم روشن نمیشه .            دوستش میگه : حتماً کبریتش خرابه .

میگه : نه بابا ، پنج دقیقه پیش روشنش کردم ، روشن شد !!!!

شماره 30 : پیرمرده میگه : پیری 5 تاعیب داره ، اولیش فراموشیه . بقیش یادم رفته . . . !

شماره 31 : عنکبوته قرص اکس می خوره قالی می بافه !

شماره 32 : کبوتره قرص اکس می خوره به جای نامه ، ایمیل می بره !

شماره 33 : چوپونه با گوسفنداش قهر می کنه . . . اونارو می بره چمن مصنوعی !!!

شماره 34 : در تیمارستان یه مریض کتابی می نویسه به نام «صدای پای اسب» . . . 

به دکتره میگه . دکتر بهش میگه : اگه خوب بود فردا مرخصی .

شب میره نگاه می کنه می بینه 500  صفحه نوشته : پیتکو . . . پیتکو . . . پیتکو . . . !

شماره 35 : یارو فیلم جنگی می بینه جَو می گیرتش سینه خیز تلویزیونو خاموش میکنه !

شماره 36 : طرف عاشق میشه در خونش می نویسه : بزودی در این مکان عروسی برگزار میشه !

شماره 37 : تعریف مادرزن : مادرزن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشه . این اسلحه بدون عقب نشینی بوده و شرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد . مادرزن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند . طول مادرزن بدون سرنیزه دو متر می باشد . تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و ناسزا بوده و برد موثر آن انتقال داماد به بیمارستان بوده و برد نهایی انتقال داماد به گورستان می باشد . «من بی تقصیرم»

شماره 38 : راهکارهای تنبل بازی : *روزها استراحت کنید تا شب ها بتوانید راحت بخوابید * در نزدیکی تختتان صندلی راختی بگذارید * خوابیدن به نشستن ، نشستن به ایستادن و ایستادن به راه رفتن اولویت دارد * جایی که می توانید بنشینید چرا می ایستید * کار امروز را به فردا و کار فردا را به پس فردا موکول کنید * اگر حس کارکردن به شما دست داد کمی صبر کنید .

شماره 39 : از یکی می پرسن : ساعت چنده ؟

طرف بلد نبوده ساعت بخونه میگه : بدو بدو دیرت شد . !

شماره 40 : آیا می دانید بزبز قندی اولین دیابتی تاریخ است ؟!

شماره 41 : به غضنفر میگن : چهار تا حیوون نام ببر که پرواز کنن . . .

میگه : کبوتر ، کلاغ ، قناری ، خر !    بهش میگن : خر که پرواز نمی کنه .

میگه : خره دیگه ، یهو دیدی پرواز کرد !!!

شماره 42 : معلم : ناصر ، بگو ببینم آفریقا کجاست ؟

ناصر ( با گریه ) : آقا اجازه چرا هر چی گُم میشه از من می پرسین ؟

شماره 43 : ضرب المثل های امروزی : نو که اومد به بازار کهنه میگه آخیش راحت شدم

موش تو سوراخش نمی رفت بانک مسکن باید بهم خونه بده .

شماره 44 : تست کنکور فیزیک : سرعت نور چقدر است ؟

الف)  خوب است     ج)  بد نیست     خ)  الحمد . .ّ .       ک) تو خوبی؟

شماره 45 : سرهنگه داشته امتحان رانندگی میگرفته . . . از یارو می پرسه : اگه یه نفر وسط خیابون بود ، بوق میزنی یا چراغ ؟    یارو میگه : برف پاک کن !      سرهنگه میگه : یعنی چی ؟

یارو میگه : یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف !

شماره 46 : به غضنفر میگن : از قفل فرمون راضی هستی ؟

میگه : آره ، ولی سرپیچ اذیت می کنه !

شماره 47 : یارو میره تو صف نونوایی . . . شاطر میگه : نون تا اینجا بیشتر نمی رسه ، بقیه برن .

یارو میگه : اگه میشه جمع تر وایسین نون به ما هم برسه !

شماره 48 : یارو ماشینش تو برف گیر میکنه ، زنجیر نداشته سینه میزنه !!!

شماره 49 : آقا ماشا...ّ میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه !

شماره 50 : آفتاب پرست میره تو جعبه مداد رنگی هَنگ می کنه !

شماره 51 : از غضنفر می پرسن نظرت راجع بع نوار مغز چیه ؟

میگه : نمی دونم چهل-پنجاه تا کوه به درد چی می خوره؟!!!

شماره 52 : از یارو نوار مغز میگیرن بیست دقیقه اولش خالی بوده !!!

شماره 53 : زن طرف دو قلو میزاد . . . طرف میره صورتحسابو حساب کنه میگه :

حاج آقا ارزون حساب کن هر دوتاشو ببرم . !!

شماره 54 : طرف داشت با خر بازی می کرد . . . ازش می پرسن : چرا با خر بازی می کنی ؟

میگه : همچینم خر نیست 3 به 1 جلوئه !!!

شماره 55 : طرف ، بچش بعد از عید فطر بدنیا میاد اسمشو میذاره «پس  فطرت» . !

شماره 56 : یارو مشغول شستن ماشینش بود از پلاکش شروع کرده بود  . . . میگن : حالا چرا از پلاکش شروع کردی ؟   جواب داد : آخه دفعه قبل که ماشین می شستم ، وقتی به پلاکش رسیدم دیدم ماشین خودم نیست . !!!

شماره 57 : طرف میره دزدی ، صاحب خونه بیدار میشه میگه : کیه اون جا ؟

طرف میگه : هیشکی . گربست . . . بعععع (صدای گوسفند).

شماره 58 : یه کچل به یه کم مو میگه : چرا موهات یکی بود یکی نبوده !؟

کم موهه میگه : بازم من . تو که موهات غیر از خدا هیچ کس نبوده .!!

شماره 59 : به طرف میگن : چرا اینقدر سی دی خش داره ؟

میگه : آخه آهنگ های خوبشو غلامت زدم !!

شماره 60 : به یارو میگن : درد عشق بدتره یا درد دندون ؟

میگه : هنوز تو اتوبوس دستشوییت نگرفته ، هان ؟!!!

شماره 61 : طرف میره نماز جمعه . . . جو می گیرتش موج مکزیکی میاد !

شماره 62 : طرف دفتر خاطراتش پُر میشه میندازش دور !

شماره 63 : غضنفر به زنش مگه : کی به دنیا اومدی ؟

میگه : جمعه .     غضنفر میگه : دروغ نگو جمعه که تعطیله !!!

شماره 64 : به طرف میگن : یه جمله بساز توش آب باشه . .. میگه : لوله !

شماره 65 : خسیسه تو مسابقات رالی مسافر سوار می کنه !

شماره 66 : به یارو میگن : با بید جمله بساز . . .  میگه : در خانه ما یک بید بید .

میگن : اون بید نیست .                     میگه : آهان باشه . در خانه ما یک بود بید .

شماره 67 : به طرف میگن : شما همتون اینقدر ساده این ؟ میگه : نه راه راهمون آفریقاست .

شماره 68 : اولی : موقع خوردن آب مواظب باش . . . دومی : چرا ؟

اولی : چون سه تا جن تو آب هست ، یکی اُکسی جن و دوتا هیدرو جن !!!

شماره 69 : به یارو میگن : چرا میری سربازی ؟      میگه : والّا به خاطر مرخصی هاش .

شماره 70 : دو تا ماشین با هم تصادف می کنن . . . افسر میاد می پرسه : کدومتون مقصرید ؟

یکیشون میگه : والا من خواب بودم ، ندیدم از ایشون بپرسید !!!

شماره 71 : به یارو میگن : چرا قرصاتو سروقت نمی خوری؟

میگه : می خوام میکروبا رو غافلگیر کنم !!!

شماره 72 : طرف تو مانور شرکت می کنه اسیر میشه !!!

شماره 73 : طرف میخواست زیر دریایی دشمنو غرق کنه ، در میزنه فرار میکنه !!!

شماره 74 : صاحب خانه : آی کمک کمک . . . دزد  : داد نزن بابا من خودم کمک آوردم .

شماره 75 : معلم : جسم شفاف چه جسمی است ؟   دانش آموز : جسمی که نور از آن عبور کند

معلم : آفرین یه مثال بزن . . .       دانش آموز : نردبان !

شماره 76 : معلم : آهای . تو که با آن قد بلندت ته کلاس ایستاده ای و برّ و بر منو نگاه می کنی بگو

ببینم : چه کسی ناصرالدین شاه را کشت ؟  یارو میگه : نمی دانم .

معلم : اسکند مقدونی که بود ؟  یارو میگه : نمی دانم .     معلم : پس با این وضع چطوری می خواهی امتحان بدی ؟                 یارو میگه : من که نمیخوام امتحان بدم اومدم بخاری رو تعمیرکنم . !!!

شماره 77 : به دیوانه میگن : چطور شد تو را به دیوانه خانه آوردند ؟

گفت » من فکر کردم همه مردم دنیا دیوانه هستند و همه مردم دنیا فکر کردند من دیوانه ام ، بالاخره

اکثریت برنده شد . . .

شماره 78 : یارو سقف خونشو آسفالت میکنه . . . آسفالت اضافه میاد دست انداز درست می کنه !!!

شماره 79 : به طرف 2*2 چند میشه ؟  میگه : 5 تا

میگن : برو بابا 4 تا میشه .       میگه : من از یه راه دیگه رفتم !

شماره 80 : طرف زمین می خوره برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره !

شماره 81 : دونفر با هم دعواشون میشه . . . پلیس از یکیشون می پرسه : اسمت چیه ؟

یارو میگه : فری !    پلیس حسابی میزنش . . .  دوباره اسمشو می پرسه یارو میگه : فریدون آقا .

از اون یکی می پرسه (طرف اسمش قلی بوده) اسمت چیه ؟      یارو میگه : قلیدون آقا !!!

شماره 82 : طرف به دوستش میگه : برو ببین راهنما کار میکنه یا نه ؟

میره عقب میگه : کار میکنه . . . کار نمیکنه . . . کار میکنه . . . کار نمی کنه !!!

شماره 83 : طرف میره شکار خرگوش صدای هویج درمیاره !

شماره 84 : یارو میره کلیسا چند دقیقه بعد یه زنی میاد تو . . . زنه میگه : خدایا تو به من همه چی دادی . قیافه ، پول ، خانواده خوب . فقط ازت یه شوهر خوب میخوام . یا عیسی کمکم کن . . .

یارو از پشت مجسمه میاد بیرون میگه : عیسی هُل نده خودم میرم .

شماره 85 : طرف خبر داغ میشنوه ، گوشش می سوزه !

شماره 86 : فردی به نام کاملی تو جنگ شهید میشه . . . به طرف میگن : برو به خانوادش خبر بده .

طرف میره در خونش زنگ میزنه . زنش میگه : کیه ؟   طرف میگه : منزل شهید کاملی ؟!!!

شماره 87 : طرف از ساختمون دو طبقه میفته پایین . . . همه دورش جمع میشن

ازش می پرسن : چی شده ؟      طرف میگه : والا منم تازه رسیدم !

شماره 88 : یه جایی جشن بوده ، یارو بدون دعوت میره شروع می کنه به بخور بخور و رقصیدن . . .

بهش میگن : شما ؟    میگه : من از خانواده عروسم .       میگن : ببخشید ، اینجا جشن تولده !!!

شماره 89 : یارو میره مغازه به فروشنده میگه : ربععع دارین ؟

فروشنده میگه : داریم ولی نه به این غلیظی !!!

شماره 90 : یارو زنگ میزنه خونه دوست دخترش ، بابای دختره برمیداره . . . 

یارو هُل میشه میگه : ببخشید توپمون افتاده !

شماره 91 : یارو کفترشو گم می کنه تو روزنامه آگهی میده : بیه بیه ... بیه بیه !!!

شماره 92 : یارو صد تومن میندازه تو صندوق صدقات ، 5 متر جلوتر با موتور تصادف میکنه !!!

یه نفر دیگه میاد پول بندازه ، یارو میگه : آقا ننداز صندوقش خرابه !

شماره 93 : مرد : قسم بخور به خاطر پول هام منو دوست نداری؟    زن : هزار تومن بده قسم بخورم !

شماره 94 : دو تا دیوانه با هم گفتگو می کردند . . .

اولی : میدونی فرق کلاغ چیه ؟     دومی : خُب معلومه ، این بالش از اون بالش مساوی تره !

شماره 95 : طرف میره سیگار فروشی میگه : آقا سیگار برگ دارین ؟

فروشنده میگه : نه .        طرف میگه : پس یه بسته کوبیده بدین !

شماره 96 : غضنفر به یارو میرسه میگه : شما پسر ممد پاسبان نیستی که تو کوچه ابهر سرکوچه چراغی مامور بود ؟   یارو میگه : چرا ؟       میگه : ببخشید عوضی گرفتم . !!!

شماره 97 : آرنولد میاد آبادان . . . یارو بهش میگه : ولک تو رو جون ننت ، تو رو جون بوات ، فردا مارو تو خیابون دیدی بهم سلام کن . . . صبح تو خیابون می بینش میگه : سلام عبود . . .

آبادانیه میگه : باز این سیریش اومد !

شماره 98 : طرف با دو تا بلوک ساختمانی رو شونه اش میرفت طبقه بالا . . . !

صاحب کارش میگه : چرا با فرقون نمیری ؟    میگه : اون دفعه با فرقون بردم چرخش پشتمو اذیت کرد !!!

شماره 99 : به غضنفر میگن : 17 شهریور چه روزیه ؟     میگه : فکر کنم 15 خرداد باشه !!!

شماره 100 : طرف میره آمریکا همون موقع کنسرت آبی بوده . . . یارو جلو سالن میگه : سی دی آبی...

 سی دی آبی .  طرف به رفیقش میگه : ببین چقدر خنگن هنوز ای بی سی دی رو یاد نگرفته !!!

شماره 101 : طرف مهم میشه زیرش خط می کشن توامتحان میاد !

شماره 102 : یارو میره ماه عسل یادش میره زنشو ببره !!!

شماره 103 : کرمان زلزله میاد . . . یارو زنگ میزنه مسئولیتشو به عهده می گیره !

شماره 104 : آمریکاییه داشته غرق میشده هی داد میزد : هِلپ می . . . هِلپ می!

طرف از اونجا رد میشه میگه : اگه به جای کلاس زبان کلاس شنا میرفتی الان غذق نمیشدی !!!

شماره 105 : طرف یه بسته 1000 تومنی می شماره 250 تومن کم میاره !

شماره 106 : به طرف میگن : آقایی !    طرف میگه : ما بیشتر !!!

شماره 107 : از طرف می پرسن : بلدی پیانو بزنی ؟    میگه : نه ، ولی یه برادر دارم اونم نه !!!

شماره 108 : طرف بچش نمی خوابیده بهش ژل میزنه !

شماره 109 : یارو قهرمان شنا میشه . . . بهش میگن : از کجا شروع کردی ؟   میگه : از زمین های خاکی!

شماره 110 : غضنفر بیماری فراموشی می گیره . . . میره دکتر  ، دکتر بهش میگه : حالا چند وقته این بیماری رو دارین ؟      غضنفر میگه : کدوم بیماری؟!!!

شماره 111 : غضنفر داشت نوار خالی گوشت میداد و بلند بلند گریه می کرد . . . !

بهش میگن : چرا گریه میکنی ؟     میگه : دلم واسه خوانندش میسوزه بیچاره لال بوده !!!

شماره 112 : غضنفر به زنش میگه : زن ، مهریتو بذار اجرا تا با پولش بریم خونه بخریم !!!

شماره 113 : یارو به دوستش میگه : بیا بریم دریا ... دوستش میگه : نه اگر غرق بشم مامانم منو می کُشه!!!

شماره 114 : به غضنفر میگن : بابات به رحت ایزدی پیوست . میگه : رحمت ایزدی دیگه کیه ؟

میگن : نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت . میگه : دیار باقی کجاست ؟

میگن : یعنی دار فانی رو وداع گفت . میگه : دار فانی چه جور داریه ؟!

میگن : یعنی رخت از این دنیا بربست . میگه : منظورتون رو نمی فهمم . . . میگن : احمق بابات مُرد !

میگه : احمق خودتی بابا دیگه کیه ؟!!!!!

شماره 115 : یارو میره تظاهرات می بینه شلوغه برمیگرده !!!!

شماره 116 : طرف کارت تلفن می خره اونو پرس میکنه !!

شماره 117 : غضنفر میره مکه ، موقع قربونی کردن گوسفند هر چی دنبال چاقو می گرده گیرش نمیاد گوسفنده رو خفه می کنه !!!

شماره 118 : پلیس جلوی طرف رو می گیره بهش میگه : گواهینامه – کارت ماشین – بیمه .

طرف میگه : چکار کنم ؟ جمله بسازم ؟

شماره 119 : طرف درد پا میگیره قرص میندازه تو جورابش !

شماره 120 : یارو میره ساندویچی . . . ساندویچیه میگه : بپیچم ؟   یارو میگه : نه مستقیم برید !

شماره 121 : سرکاری سری (1) : -به یارو میگن : با سرعت جمله بساز    میگه : ویژ

-یارو نوشابه می خوره گازش میگیره میره شمال !

 -یارو میفته تو چاه . . . میگه : خدارو شکر که تهش سوراخ نبود وگرنه همینجور میرفتم پائین !

شماره 122 : طرف می خواست بره خارج ، قند همراهش می برد . . .

بهش میگن : چرا قند می بری ؟       میگه : آخه شنیدم غربت خیلی تلخه !!!

شماره 123 : زنه به شوهرش میگه : اگه دقت کنی چشمام باهات حرف میزنه .

شوهرش میگه : پلک نزن صدا قطع و وصل میشه !!!

شماره 124 : یارو میره استادیوم . . . تو رودروایسی گیر میکنه به همه دست میده !!!

شماره 125 : خنگول میره به موزه دایناسورها . . . بهش میگن : شما به اینا چی میگین ؟

یه نگاه به دایناسوره میکنه و میگه : ما غلط می کنیم به اینا چیزی بگیم !

شماره 126 : طرف میره خواستگاری از دختره خوشش نمیاد . . . میگه : یه دوری میزنیم و برمی گردیم !

شماره 127 : به یارو میگن : کی آدم میشی ؟   میگه : من اهل این قرتی بازی ها نیستم !

شماره 128 : از طرف می پرسن : شغلت چیه ؟    میگه : مامور مخفی هیچ وقت شغلشو لو نمیده !

شماره 129 : تو مجلس عروسی برف شادی می زنند همه سرما می خورند !

شماره 130 : پدر یارو می سوزه و می میره . . . در مغازش می نویسه : به علت پدرسوختگی مغازه تعطیل است .

شماره 131 : سرکاری سری (2) : -خودکار قرمزه باباش می میره تا یه هفته مشکی مینویسه !

-به جوجه تیغی میگن : بزرگترین آرزوت چیه ؟    میگه : یکی نازم کنه !

شماره 132 : یارو میره نارنگی بخره اسمشو فراموش می کنه ... به صاحب مغازه میگه : آقا پرتقال کم باد دارین ؟!!

شماره 133 : یارو ساعت می خره ... دوستش می پرسه : ساعت چنده ؟

میگه : حالا هی بپرس تا خرابش کنی !!!

شماره 134 : شب اول قبر از یارو می پرسن : مَن رَبُّک ؟   میگه : از فرصت مقایسه استفاده می کنم !

شماره 135 : سرکاری سری (3) : - یارو میخواد بره بدنسازی . . . بهش میگن : هفته اول بدنت درد میگیره ... میگه : پس ، از هفته دوم میام !

-یارو سکه میندازه تو هوا ، شیر میاد فرار می کنه !

- خنگول میاد خودکشی کنه تو غذاش چاقو میریزه !

- یارو جوراب می خره ، توش فوت می کنه بینه سالمه یا نه !

شماره 136 : یارو روزنامه تاریخ گذشته می خونه مسموم میشه !

شماره 137 : یارو از خواب می پره دست و پاش می شکنه !

شماره 138 : طرف میخواد بره سر قبر فامیلشون ، هر چی دنبال گل میگرده ، پیدا نمیکنه کمپوت میخره!

شماره 139 : یارو میره مغازه بلد نبوده کشمش بگه به فروشنده میگه : ببخشید انگور پنچرشده دارین !؟

شماره 140 : طرف گدایی می کرده . . . بهش میگن : چرا گدایی می کنی؟

میگه : برای اینکه محتاج کسی نباشم !!!

شماره 141 : سرکاری سری (4) : - یه میخ میره عروسی اونقدر قِر میره که پیچ میشه !

-یارو میخوره به شیشه میگه : عجب هوای سِفتی !

-یارو میره بدنسازی نصف بدنشو می سازه آجر کم میاره ، میره فردا میاد !!!

شماره 142 : سرکاری سری (5) : - یه نفر از حال میره ، از تو پذیرایی درمیاد !!!

-یارو دستش می شکنه میره دکتر . . . دکتر میگه : دو هزار تومن می گیرم گچش میگیرم

یارو میگه : پونصد تومن میدم کاهگل بگیر !

-به طرف میگن : مربای بالنگ خوردی؟       میگه : والا من هر چی خوردم با دست خوردم!

شماره 143 : مریض : نمیدونم چرا چند روزه کسی بهم محل نمیذاره  ... دکتر : نفر بعدی بیاد تو !

شماره 144 : به یارو میگن : یه جمله شرطی بگو . . . میگه : هندونه به شرط چاقو !

شماره 145 : به پشه میگن : چرا زمستونا پیداتون نیست ؟

میگه : نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه !!!

شماره 146 : غضنفر پسرش کور بدنیا میاد اسمشو میذاره : حیدر مریم زاده !!!

شماره 147 : به یارو میگن : اذون بگو . . . میگه : والا چی بگم . همه چی از یه نگاه شروع شد !!!

شماره 148 : به یارو میگن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزین ؟    میگه : لای نون .

میگن : لای نون ؟     میگه : نمیدونم  لای نون یا نای لون !!!

شماره 149 : یارو میره دزدی.تفنگو میذاره پشت گردن طرف میگه : تکون بخوری با لگد میزنم تو سرت !

شماره 150 : غضنفر داشته تو جاده رانندگی می کرده یهو می بینه یه کامیون داره از روبروش میاد ...

هر چی ترمز می گیره ، ترمزش نمی گیره . . . رفیقشو صدا میکنه میگه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین !!!

شماره 151 : دلداری غضنفر به زنش : مهم نیست که قشنگ نیستی ، قشنگ اینه که مهم نیستی !

شماره 152 : طرف طناب بسته بود به کمرش . . . میگن : چرا این کار رو می کنی ؟   میگه : می خوام خودکشی کنم !  میگن : خوب ببند به گردنت . . . میگه : بستم به گردنم ، دیدم دارم خفه میشم بستم به کمرم !!!!

شماره 153 : طرف میره جنگ . . . فرداش برمی گرده !

میگن : چرا زود برگشتی ؟       میگه : آخه به قصد کُشت تفنگ بازی می کردند !!!!

شماره 154 : طرف آشغال میره تو چشمش . . . ساعت 9 میره دم در !!!

شماره 155 : یارو با هواپیما میاد تهرون ، تو فرودگاه به رفیقش میگه : اگه می دونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم .

شماره 156 : یه جایی زلزله میشه ... طرف با لوازم غواصی میره اونجا !!!

بهش میگن : چرا اینجوری میری ؟       میگه : میخوام عمق فاجعه رو پیدا کنم !!!

شماره 157 : به طرف میگن : چرا زنبورها گل می خورن ؟    میگه : آخه دروازبانشون بده !!!

شماره 158 : طرف میره مسجد می بینه کفشش نیست . . . میگه : 4 حالت داره

نیومدم-بدون کفش اومدم-اومدم رفتم –بعداً میام !!!!

شماره 159 : طرف دو سال میره سربازی . . .

کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم ، گواهینامه می خوام !!!

شماره 160 : یارو میره مکه برعکس همه طواف می کنه . . . !

بهش میگن : چرا برعکس طواف میکنی؟    میگه : شما از اونور دنبالشین ، من از اینور می گیرمش !!!

شماره 161 : به یارو میگن : با «ماتیز» جمله بساز  .  میگه : دیشب دزد اومد خونمون !

میگن : این که ماتیز نداشت . . .    میگه : ما تیز بودیم گرفتیمش !!!

شماره 162 : از طرف می پرسن : روز تولدت چه روزیه ؟   میگه : 5 آذر

میگن : خوب ، چه سالی ؟      میگه : معلومه هر سال !!!

شماره 163 : به طرف میگن : بیا اینجا به انگلیسی چی میشه ؟    میگه : کام هیِر .

میگن : حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشی ؟    میگه : میرم اونجا میگم   کام هیِر !!!

شماره 164 : به طرف میگن : از مسافرتت چی آوردی؟    میگه : تشریف!

شماره 165 : از غضنفر می پرسن : کجای تهرون می شینید؟   میگه : هر جا که خسته شم !!!

شماره 166 : معلم از شاگردش پرسید : می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو قایق ؟

میگه : چون اگه به جلو بپرن میفتن تو قایق !!!

شماره 167 : مامانه به بچش میگه : می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرتو کشیدی .

بچه میگه : آره ولی لگدی که شکمش زدم ابتکار خودم بود .

شماره 168 : یارو زنشو می بره سونوگرافی . . . بهش میگن : پسره . یارو میگه : جدی ؟ تو رو خدا بگو اسمش چیه ؟!!!

شماره 169 : یارو میر هطوطی بخره بهش جغد میندازن . . . بعد از یه مدت دوستای یارو بهش میگن : یاد گرفته حرف بزنه ؟    یارو میگه : هنوز نه ، ولی خیلی توجه می کنه !!!

شماره 170 : از یه خر می پرسن : چرا گوشهات بزرگه ؟  میگه : بالاخره هر خوشکلی یه عیبی داره دیگه !

شماره 171 : خره یه سی دی اِکو میخره به جای عرعر میگه : دیش دین دیش دین عرعر !

شماره 172 : بچهه میره نقاشیش رو به باباش نشون بده ...  میگه : بابا نقاشیم قشنگه ؟

باباش میگه : آفرین حالا چی کشیدی ؟    بچه میگه : یه گاو که داره علف می خوره . . .

باباش میگه : آفرین . حالا بگو ببینم کو علفهاش ؟   میگه : گاوه همشو خورد تموم شد !

باباش میگه : خوب عزیزم کو گاوش ؟   میگه : خوب علفش رو خورد تموم شد . . . رفت !!!!

شماره 173 : خنگول میره رستوران . . . به گارسونه میگه : غذای امروز چیه ؟

گارسونه میگه : کاستوبیلوتانیماندانوف  با لیمو . . . خنگول میگه : کاستوبیلوتانیماندانوف با چی ؟!!!!

شماره 174 : یارو ریش بزی میذاره دچار بحران شخصیت می شه !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 21:48  توسط محسن حمزه ای 09136639017  |